صفحه اصلی   |   www.marvdashtnama.ir   |   

 
+تبلیعات در سایت مرودشت آنلاین با تعرفه های استثنائی - 09394084008

آخرین اخبار

  • دستگاه‌های فرهنگی به بنر حجاب اکتفا نکنند
  • کشف یک مزرعه بزرگ استخراج غیرمجاز رمز ارز در مرودشت
  • تأکید بر تعامل برای ارتقای خدمات شهری و روان‌سازی ترافیک
  • وداع مردم مرودشت با پیکر مطهر شهید شهاب امیدی
  • آیا ممکن است بدون آنکه متوجه شویم، افکار و تصمیم‌هایمان هدایت شوند؟
  • گوهر گرانبهایی را از دست دادیم
  • پایان برداشت محصولات شتوی (زمستانی) در مرودشت
  • عملکرد سه ماه نخست سال جاری واحد غذا شبکه بهداشت و درمان مرودشت
  • تشکر فرماندار مرودشت از حضور مردم در مراسم سوگواری شهادت قائد امت
  • مراسم تشییع جنازه رهبر شهید یک رویداد منحصر به فرد خواهد شد.
  • موکب شهید جابر، آماده استقبال از زائران رهبرشهید در ورودی شهرمرودشت
  • مسکن ملی و تکمیل بیمارستان در حال ساخت اولویت اول مدیریت اجرایی شهر مرودشت
  • دستگیری سارقان باغات در روستای سیوند
  • 37 سال سکانداری انقلاب ایجاب می کند مراسم تشییع درخور شان رهبر شهید انقلاب داشته باشیم
  • کشف ۷ هزار لیتر گازوئیل فاقد مجوز در مرودشت
  • ده عامل حذف ایران از جام جهانی 2026
  • مرودشت در آستانه تبدیل به نخستین قطب هوشمندسازی گلخانه‌ای کشور
  • داریوش مهرابی رئيس جدید اداره برق شهرستان مرودشت
  • دستگیری عوامل نزاع و درگیری در خیابان هلال احمر
  • سیدمختار امیری: ورزشکاران، سفیران فرهنگی و نمادهای افتخار مرودشت هستند
  • بکار بردن واژه خائن برای تیم مذاکره کننده زشت و ناپسند است
  • مردم حتی با نزدیکان خود نیز اقدام به تنظیم اسناد عادی خرید و فروش اموال غیر منقول نکنند.
  • طلایی ترین فرصت تاریخ در دست بازیکنان تیم ملی فوتبال
  • شاهکارهای سه‌بعدی نقاش پرتغالی | عکس
  • کشف ۴ تن برنج تقلبي توسط پلیس مرودشت
  • همایش تجلیل از فعالان فرهنگی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت برگزار شد
  • ماندگاری وگسترش دین خدا در گروه تبلیغ می باشد
  • بازدید فرماندار و نماینده مجلس از پروژه‌های شاخص آموزش و پرورش
  • اجرای ممنوعیت تردد کامیون‌ها در سطح شهر و اعمال طرح پارک ممنوع در خیابان اصلی
  • شتاب در تکمیل بزرگ‌ترین پروژه درمانی شمال فارس؛ موانع افتتاح بیمارستان سرداران شهید بررسی شد
  •  

     

     

    بیکامی در کامفیروز؛
    حکایت آبی که هم آب است و هم نان

    4886
    :كد
    يك شنبه 22 مرداد 1396

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.



    احمدرضا شکوهی، دکترای ادبیات و زبان فارسی و از دبیران شهرستان کامفیروز در یادداشتی انتقادی به وضعیت بحرانی این شهرستان و عدم توجه مسئولین پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

    من کامفیروزم؛ دشتی که رمق‌های آخر زندگی خود را تجربه می‌کند، بسیار کهنسال و باتجربه‌ام. سال‌های پرآب و کم‌آب زیادی را دیده‌ام. شریان وجود من تا بوده رود کُر بوده است. زمان‌هایی پیش آمده است که رگ‌های وجودم خشک شوند اما هیچ گاه چنین روزهای تلخی را تجربه نکرده‌ام.

    گله از باران نیست، گله از یاران است. گله از آنانی است که بدون دیدن من آب را سد کردند و مردمان مرا به چشم نیاورده و نمی‌آورند، با خود نگفتند که اینان هم انسان‌اند و حق زندگی دارند.

    لحظه‌ای خود را به جای مردمان من قرار ندادند و ندیدند که هزاران سال است اینان بر دامن من آرام گرفته‌اند و آب کُر زندگی آن‌هاست. حق آن‌هاست. سد بستند با آن که می‌دانستند با این کار سرزمینی هزاران ساله و ساکنان آن به فنا می‌روند.

    عمر زیادی دارم و معبر حاکمان زیادی بوده‌ام. روزگار تلخ و شیرین بسیاری را سپری کرده‌ام اما چنین روزگار غریبی ندیده‌ام. آب و نان و فروغ زندگی اطفال مرا گرفته‌اند تا برق بگیرند. قانع شدیم که پس از برق گرفتن، آب جاری خواهد شد اما انگار کمر به نابودی ما بسته‌اند زیرا این کار را زمستان انجام می‌دهند تا بی‌ثمر آب از ما بگذرد!

    من کامفیروزم و حق زندگی دارم. ای کسانی که دانسته یا ندانسته مرا به مرگ محکوم کرده‌اید بدانید آبی که همچون ابن‌سعد مانع جریان آن شده‌اید از دیرباز حق ما بوده است و شما هیچ حق شرعی و عُرفی نسبت به آن ندارید بدانید آبی که می‌فروشید نانی است که از سفره ساکنان من به یغما برده‌اید.

    من شرمنده پیرمردان و پیرزنانی هستم که با درآمد مختصر هزارمترمربع زمین کشاورزی ارتزاق می‌کردند و اکنون کسی از آنان نمی‌پرسد چه می‌کنید، چه می‌خورید، چگونه نفس می‌کشید.

    من کامفیروزم و دیگر نایی ندارم. آخرین قطرات آب وجودم را در اختیار ساکنین خود گذارده‌ام تا به زور کلنگ آن را بیرون بکشند. وچند صباحی را فقط زنده بمانند نه زندگی کنند.

    من کامفیروزم و این آخرین ضجه‌های من است. نمی‌دانم گوش شنوایی هست یا نه. زندگی در کامفیروز و زندگی کامفیروز رو به پایان است، به دادش برسید.

    آنان که ره آب مرا سد کردند

    بر من ستم و به مردمم بد کردند

    آبی که حیات و نان و آبم می‌بود

    برقی که به خرمنم شرر زد کردند


    منبع:شیرازه



    نظرات بینندگان
    ارسال نظرات
    نام
    ایمیل
    نظر*  
    کد امنیتی جمع 4 با 4
     

      - نظراتی که به پیشرفت و تعمیق بحث کمک می کنند در مدت کوتاهی پس از دریافت به نظر دیگر بینندگان می رسد.
    - نظرات حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران منعکس نمی ‏شوند.

     

     

     

     
     
    4842
     
      logo-samandehi

    صفحه اصلی

    مدیریت سایت

    ارتباط با ما

    خبرنامه

    ایمیل

    آرشیو

    جستجو

    پیوند ها

    سفارش تبلیغات

    RSS

     

    بهترین نمایش در 768*1024     |    تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مرودشت آنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.    |    طراحی و تولید: H. Mokhtari